پرسش وپاسخ های مربوط به درس زبان فارسی اول دبیرستان ازدرس 8- 12
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
درس هشتم : ويژگيهاي فعل 1
ويژگيهاي فعل
1 – شخص شش تا (3 مفرد، 3 جمع) اول شخص مفرد : مي روم / جمع : مي رويم دوم شخص مفرد .مي روي / جمع : مي رويد سوم شخص مفرد : مي رود / جمع : مي روند 2 – زمان (1- ماضي – مضارع – آينده) 3 – گذر :ناگذر و گذرا 4 – معلوم و مجهول 5 – وجه فعل
شناسه شخص هر فعل است و هميشه همراه فعل مي آيد.
اول شخص مفرد: مَ دوم شخص مفرد: ي سوم شخص مفرد: دَ / Ø اول شخص جمع: يم دوم شخص جمع: يد سوم شخص جمع: ند
اختلاف شناسه را در سوم شخص مفرد توضيح دهيد.
شناسه ي سوم شخص مفرد در فعل مضارع «دَ» است. مانند مي رود ، مي دانَد . اما در سوم شخص مفرد فعل ماضي ( به جزالتزامي) علامتي ندارد. نداشتن علامت را با Ø رفت Ø شنيد Ø گفته بود Ø رفته است Ø
بن فعل بر دو نوع است
بن ماضي : سوم شخص ماضي ساده يا مصدر بدون –َ ن پاياني مانند : ديدن –َ ديد / كاشتن -> كاشت بن مضارع = فعل امر مفرد بدون به آغازي :مانند ببين حذف بيِِِ ِ -> بين/ برو حذف بيِِ -> رو
روش ساخت صفت مفعولي :
بن ماضي + ه / ﻪ : شناخته ، ديده ، گفته و ....
زمان هاي اصلي فعل :
1 – ماضي گذشته 2 – مضارع (حال و آينده) 3 – آينده
انواع ماضي
1 – ماضي ساده = بن ماضي + شناسه (رفتم ، رفتيم _ رفتي ، رفتيد_ رفت Ø رفتند ) 2 – ماضي استمراري = مي + ماضي ساده (مي رفتم ، مي رفتيم_ مي رفتي ، مي رفتيد_ مي رفت Ø ،مي رفتند) 3 – ماضي بعيد = صفت مفعولي + بودم ، بودي ، بود ، بوديم ، بوديد، بودند (رفته بودم ، رفته بوديم _ رفته بودي، رفته بوديد _ رفته بود Ø ، رفته بودند) 4 – ماضي التزامي = صفت مفعولي + باشم ، باشي ، باشد، باشيم ، باشيد، باشند (رفته باشم ، رفته باشيم _ رفته باشي ، رفته باشيد_ رفته باشد ، رفته باشند) 5 – ماضي نقلي = صفت مفعولي + ام، اي ، است،ايم، ايد، اند (رفته ام ،رفته ايم _ رفته اي ، رفته ايد _ رفته است Ø ، رفته اند)
انواع مضارع :
1 – مضارع اخباري = مي + بن مضارع + شناسه (مي روم ، مي رويم _ مي روي، مي رويد _ مي رود، مي روند) 2 – مضارع التزامي = ب + بن مضارع + شناسه (بروم ، برويم _ بروي، برويد _ برود ، بروند)
آينده :
خواهم ، خواهي ، خواهد، خواهيم، خواهيد ، خواهند + مصدر مرخم = (بن ماضي) (خواهم رفت ، خواهيم رفت _ خواهي رفت ، خواهيد رفت _ خواهد رفت ، خواهند رفت)
بياموزيم : نقش نماي اضافه 1 – نقش نماي اضافه ، چه اهميتي دارد؟ نشانه آن چگونه است؟
نقش نماي اضافه موجب ايجاز و اختصار در كلام مي شود نشانه ي آن –ِ در هنگام اضافه شدن دو كلمه به يكديگر است.
2 – مثالي بزنيد كه نشان دهد در نقش نماي اضافه موجب ايجاز و اختصار جمله است.
احمد كتاب دارد. كتاب را خوانديم - كتاب احمد را خواندم . كيف قهوه اي است، آن را خريدم - كيف قهوه اي را خريدم. دو جمله به يك جمله تبديل شده است.
تمرين : 1 – با استفاده از نقش نماي اضافه هر دو جمله را به يك جمله تبديل كنيد :
الف)حسن خود كار دارد. خودكار آبي است. جنس خودكار آبي دارد. ب) فيلم علمي است. آن را ديدم . فيلم علمي را ديدم ج) خبرها ورزشي است. آن را شنيدم . خبرهاي ورزشي را شنيدم ه) درخت زيباست . درخت را ديدم . درخت زيبا را ديدم .
خود آزمايي درس هشتم : 1 – ساخت اول شخص مفرد را در هشت زمان از مصدرهاي زير را بنويسيد.
مصدر
زمان ها شخص خواسته شده
ماضي ساده
ماضي استمراري
ماضي بعيد
پذيرفتن
اول شخص مفرد
دوشخص مفرد
سوم شخص مفرد
پذيرفتم
پذيرفتي
مي پذيرفتند
مي پذيرفتم
مي پذيرفتي
مي پذيرفتند
پذيرفته بودم
پذيرفته بودي
پذيرفته بودند
ماضي التزامي
مضارع اخباري
ماضي نقلي
مضارع التزامي
آينده
پذيرفته باشم
پذيرفته باشي
پذيرفته باشند
مي پذيرم
مي پذيري
مي پذيرند
پذيرفته ام
پذيرفته اي
پذيرفته اند
بپذيرم
بپذيري
بپذيرند
خواهم پذيرفت
خواهي پذيرفت
خواهند پذيرفت
2 – از فعل هاي نشسته است، مي نگريست، نمي پذيرد، مي رود، طبق نمونه، مصدر، بن ماضي، بن مضارع و صفت مفعولي بسازيد.
فعل
مصدر
بن ماضي = مصدر (مرخم)
بن مضارع
صفت مفعولي
آورده است
آوردن
آورد
آور
آورده
ننشته است
نشستن
نشست
نشين
نشسته
مي نگريست
نگريستن
نگريست
نگر
نگريسته
نمي پذيرد
پذيرفتن
پذيرفت
پذير
پذيرفته
مي رود
دويدن
دويد
دو
دويده
3– فعل هاي زير را با حفظ شخص به زمانهاي گذشته ساده، نقلي ، بعيد برگردانيد و مشخص كنيد و كدام فعل ها، پس از تغيير، شناسه ي دَ به Ø بدل شده است. مي نويسد : ماضي ساده نوشت Ø نقلي نوشته است Ø بعيد نوشته بود Ø مي رود :-> رفت Ø -> رفته است Ø ->رفته بود Ø بروند : -> رفتند -> رفته اند-> رفته بودند خواهيم آمد : -> آمديم -> آمده ايم -> آمده بوديم مي آيند : -> آمدند -> آمده اند -> آمده بودند خواهند شنيد : -> شنيدند -> شنيده اند -> شنيده بودند 4 – املاي صحيح كلمات زير را بنويسيد. تهييه ي لباس ، تعيين قيمت، تحقيق و بررسي ، عماق دريا، تقدم دريا، نامه ي مزبور، راجب درس، تشكر و سپاسگزاري، مرحله اول، ملكوك گذشته . « تهيه لباس ، تعيين قيمت، تحقيق و بررسي، اعمال دريا، تلاطم دريا، نامه ي مزبور، راجع به درس، تشكر و سپاسگزاري ، وهله اول ، ملوك گذشته »
درس نهم : نگارش علمي،نگارش ادبي
پرسش هايي از متن : 1 – زبان به اعتبار شيوه هاي بيان چند گونه است ؟ نام ببريد.
دو نوع زبان علمي، زبان ادبي
2 – زبان علمي چه ويژگيهايي دارد؟
الف) هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود است ب) صريح، دقيق ، گويا و بي ابهام است ج) در نوشته علمي چند پهلو نوشتن بطوريكه بتوان از هر كلمه برداشت هاي متعددي كرد، عيب و نقص به شمار مي آيد. د) در نوشته علمي، نويسنده مي كوشد مطالب را به گونه اي بيان كند كه خود خواننده بي نياز از تأمل در الفاظ مقصود را دريابد.
3 - زبان ادبي چه ويژگيهايي دارد؟
الف) پيام بطور غير صريح و غير مستقيم بيان مي شود. ب) زبان به آفرينش زيبائيهاي ادبي اختصاص دارد. ج) در نوشته هاي ادبي ، نويسنده تعهد دارد مخاطب را به خود الفاظ ، روابط و مناسبات ظريف آنها را متوجه مي سازد. د) در نوشته هاي ادبي، نويسنده از آرايه هاي ادبي براي توصيف و تصوير معاني ذهني و بيان عواطف و احساسات دروني بهره مي گيرد.
4 – شيوه ي بيان عبارت زير چيست؟ چرا؟ يك تكه بوته ي كوتاه مغيلان وسط يك بيابان دراز، يك قصيده ي بلند است.(خسي در ميقات جلال آل احمد)
ادبي است، زيرا نويسنده از ارايه هاي ادبي استفاده كرده است و تك بوته ي مغيلان را به يك قصديه بلند تشبيه كرده و با آوردن واژه هاي كوتاه ، «بلند و دراز» تناسبي زيبا پديد آورده است.
5 – شيوه ي بيان عبارت زير چيست ؟ چرا؟ اسطوره در لغت به معني افسانه و قصد است و در اصطلاح به قصه اي اطلاق مي شود كه ظاهراً منشأ تاريخي، نامعلومي دارد مضمون اساطير معمولاً آفرينش انسان، خلقت جهان و ... است.
زبان نوشته علمي است : زيرا هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود بكار رفته است نوشته صريح، دقيق، گويا و بي ابهام است و .......
6 – بطور كلي تفاوت علمي و ادبي را بنويسيد.
زبان علمي براي انتقال مستقيم مفاهيم دقيق و صريح بكار مي رود. اما زبان ادبي به آفرينش آثار ادبي اختصاص دارد.
7 – تفاوت «سرو» ، «لعل» و «سنبل» را در دو زبان علمي و ادبي بيان كنيد.
در زبان علمي سرو نام درختي است و لعل نام جواهري قرمز رنگ و سنبل نام گلي است. در زبان ادبي، «سرو» بر قامت راست و كشيده و متناسب، «لعل» بر لب و «سنبل» بر موي تابد او دلالت مي كند.
خود آزمايي درس نهم : 1 – با مقايسه دو نوشته زير، تفاوت آنها را بنويسيد. 1 – زبان و سينه انديشيدن است. مردمي كه زباني پرمايه و توانا ندارد. از فكر بارور و زنده و آفريننده بي بهره اند، بنابراين هر قدر در تقويت اين بنياد مهم زندگي غفلت شود، در پرورش فكر مردم سهل انگاري شده است. كساني كه حد و رسم معاني كلمات و مرز آن ها براي خودشان روشن نيست چگونه مي توانند درست بينديشند و چه چيز را مي توانند مطرح كنند؟ حاصل پريشاني فكري، بي گمان، پريشان گويي است.(مجله يغما، سال 35 ، شماره 2 غلامحسين يوسفي) 2 – غروب، غم رنگ و خونين و خورشيد در زير پلك غبار، اشك خونين مي بارد، همهمه و قهقهه ها مي زند، زمين مي لرزد، طوفان در دشت نمي وزد و موج خون بر كناره و كرانه هاي گودال تا قله ي بلند تاريخ بالا مي زند . زمين مي لرزد، التهابي مبهم گسترده ي دشت را پوشانده است . آب ايستاده است و خاك موج برداشته.(سوگ سرخ، محمدرضا سنگري)
زبان نوشته ي اول علمي است و هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود بكار رفته است. اين نوشته صريح، دقيق ، گويا و بي ابهام است و براي انتقال مفاهيم علمي بكار رفته است. زبان نوشته ي دوم ادبي است . چون نويسنده با استفاده از آرايه هاي ادبي به توصيف پرداخته است. پيام نوشته نيز بطور غيرمستقيم و غير صريح بيان شده است و آفرينش ادبي در نظر بوده است.
2 – نوع فعل هاي دو متن تمريني قبلي را تعيين كنيد.
است :مضارع / ندارد . مضارع (در مفهوم اخباري) اند : (در بي بهره اند) مضارع / شود:مضارع التزامي / شده است:ماضي نقلي/ نيست : مضارع / مي توانند : مضارع اخباري /بينديشند : مضارع التزامي / مي كنند : مضارع التزامي / مي بارد : مضارع اخباري /(فروكش) كرده است :ماضي نقلي / نمي وزد : مضارع اخباري / مي زند و مي لرزد:مضارع اخباري/ پوشانده است،ايستاده است و برداشته است : ماضي نقلي
3 – در نوشته هاي زير غلط هاي املايي را بيابيد و آن ها را اصلاح كنيد.
او به پست كتاب دار و دبيرستان منسوب شده است. منسوب -> منصوب سهراب سپهري از شاعران مأثر است. مأثر -> معاصر حقيقت علم ، كمك به هم نوع جنس و كسب رضايت باريتعالي. خيش -> خويش.باري تعالا ->باري تعالي. سنگ هاي خورد را از زمين زراعي جم كرد.خورد -> خرد. جم -> جمع
درس دهم : ويژگيهاي فعل (2)
3 – گذر : ناگذر و گذرا اقسام فعل از نظر ويژگي گذر
1 – ناگذر : فقط به نهاد نياز دارد. رفتن، آمدن، نشستن ، برخاستن و ....... 2 – گذرا : خود سه نوع است : 1. گذرا به مفعول : شناختن ، آوردن 2. گذرا به مسند : بودن ، شدن، گرديدن و هم فعل هاي آن .(است ، گشت) 3. گذرا به متمم از مصدرهاي جنگيدن ، رنجيدن، نازيدن، ترسيدن روش گذرا نمودن افعال ناگذر : بن مضارع + ان : بن مضارع گذرا شده + د / يد بن ماضي : پر + ان + د / يد دو + ان + د / يد رس + ان + د كه مي شود : پراند ، پرانيد / دواند ، دوانيد / رساند، رسانيد
بياموزيم – تنوين نصب –ً
بايد دانست تنوين نصب –ً ويژه واژگان عربي است و سزاوار نيست كلمه هاي فارسي را با نشانه ي تنوين بكار برد. به كارگيري تنوين براي كلمه هاي عربي كه در فارسي بكار مي رود رايج و جايز است. ضمناً كلمه هاي دخيل غير عربي ((تلفن ، تلگراف)) را نيز نبايد با تنوين بكار برد. گاه، ناچار، جان، دوم، سوم، خواهش و .... واژه هاي فارسي هستند و نبايد بصورت گاهاً، ناچاراً و .......بكار روند.
2 – اصلاح كنيد.
الف) فردا ناچاراً تأخير مي كنم ب) گاهاً دوست فاضلم را مي بينم
3 – كدام گزينه صحيح است؟
الف) عملاً و جانا ب) شخصاً و فرداً ج) تلگرافاً و تلفني د) جاناً و زباني
خود آزمايي درس دهم : 1 – در جمله هاي زير از مصدرهاي داخل پرانتز فعل مناسب بنويسيد.
مادر كودكش را (خوابيدن) -> خواباند. سخنان بزرگمهر را به اطلاع مردم ايران (رسيدن) -> (رساند يا رسانيد) خود جگر ديو سپيد مرا در چشم كاووس (چكيدن) -> (چكاند، چكانيد) رستم بار ديگر رخش را تا محل حادثه (دويدن) -> (دواند يا دوانيد) و به سرعت خود را به آن جا (رسيدن) -> (رساند يا رسانيد)
2 – نوع فعل را از نظر گذر و ناگذر مشخص كنيد.
در نويسندگي مهارت در پروراندن مطلب بسيار مهم است. -> گذرا به مسند نوشته خوب آن است كه نويسنده مقصود خود را خوب بپروراند. -> جمله ي اول گذرا به مسند . جمله دوم گذرا به مفعول نويسنده خوب واقعيات را دقيق مي بيند -> گذرا به مفعول
3 – هر يك از فعل هاي زير را طبق نمونه به سه صورت مضارع التزامي ، ماضي التزامي و ماضي ساده بنويسيد.
فعل
مضارع التزامي
ماضي التزامي
ماضي ساده
آورده است
بياورد
آورده باشد
آورد
مي دود
بدود
دويده باشد
دويد
پذيرفته بود
بپذيرد
پذيرفته باشد
پذيرفت
آمده بودند
بيايند
آمده باشند
آمدند
فكند
بيفكند
افكنده باشد
افكند
برده اند
ببرند
برده باشند
بردند
سازند
بسازند
ساخته باشند
ساختند
درس يازدهم : مقايسه
پرسش هايي از متن : 1 – يكي از راههاي پروردن معاني مقايسه است.
2 – از مقايسه به چه منظوري استفاده مي شود؟
براي آنكه مفهوم و موضوع مورد نظر را روشنتر بيان كند يا شباهت ها، تفاوت ها و درجات و مراتب دو چيز را بهتر نشان داد، از مقايسه استفاده مي شود.
3 – مقايسه معمولاً بين چه اموري انجام مي گيرد؟
مقايسه معمولاً بين دو يا چند پديده صورت مي گيرد كه از هر نظر قابل مقايسه باشند، مثل بين دو انسان ، دو شاعر، چند تفكر
4 – از شيوه ي مقايسه در ادبيات گذشته به ويژه ادبيات عرفاني سيار استفاده مي شده است.
5 – تمثيل نيز از مقايسه بهره مي گيريم
6 – در قرآن كريم نيز بارها از شيوه هاي تمثيل و مقايسه استفاده مي شده است.
7 – غرض از مقايسه چيست؟
روشن كردن معني و مفهوم، بيان شباهت ها و تفاوت ها و درجات و ويژگيهاي دو امر است.
بياموزيم : جمله ي دعايي عربي :
بايد بدانيم : عبارت «صلي الله عليه و آله» يك جمله دعايي عربي به معني « درود خداوند براو و آلش باد» است و در فارسي رواج دارد. اگر كلمه ي «عليه» را از اين جمله حذف كنيم. جمله دعايي ناقص مي شود و معناي آن چنين است. «درود خداوند باد» پس بايد اين جمله دعايي را كامل بنويسيم: پيامبر اسلام (ص) «صلي الله عليه و آله» فرمود: من «معلم» برانگيخته شدم. گاهي به اختصار مي نويسيم : پيامبر (ص) فرمود : اما بايد (ص) را بخوانيم «صلي الله عليه و آله»
خودآزمايي درس يازدهم : 1 – نمونه اي از ايات قرآني را با راهنمايي معلم خود بيابيد كه در آن دو چيز مقايسه شده باشد.
خداوند گران مرتبه در مقايسه حل و باطل اينگونه تمثيل مي آورد: خدا از آسمان آبي فرو فرستاد كه در هر ورودي به قدر ظرفيتش سيل آب جاري شد و بر روي سيل كفي برآمد. چنانچه فلزاتي را نيز براي تجمل و يا براي اثاث و ظروف در آتش ذوب كنند مثل كفي بر آورد. خدا به مثل اين براي حق و باطل مثل مي زند كه آن كف به زودي نابود مي شود و اما آن آب و فلز كه به خير مردم است در زمين باقي مي ماند. خدا مثلها را چنين مي زند .(سوره رعد، آيه 17) همچنين است از مقايسه حكمت دهنده آن، تمثيل در شأن منافقان، تمثيل در ناپايداري دنيا و غيره .
2 – كاربرد درست كلمات زير را بنويسيد:
جاناً -> جاني ، دوماً -> دومي ، سوماً -> سومي، تلفناً -> تلفني ، زباناً -> زباني ، تلگرافاً -> تلگرافي ، باغات -> باغ ها، گرايشات -> گرايش ها
درس دوازدهم : گروه اسمي(1)
پرسش هايي از متن : 1 – گروه اسمي چيست ؟ مثال بزنيد؟
هر اسمي را كه همراه با يك يا چند وابسته بيابد.«گروه اسمي» مي گويند. مانند اين روزگار ناپايدار و گذرا
2 – گروه اسمي در جايگاه كداميك از اجزاء به كار مي رود؟
در جايگاه : نهاد، مفعول ، متمم ، مسند
3 – گروه اسمي از يك اسم به نام هسته تشكيل مي شود ولي مي تواند از يك يا چند وابسته داشته باشد.
4 – وجود هسته اجباري و وجود وابسته اختياري است.
5 – كلمه هاي زير را گسترش دهيد بطوريكه اين كلمه ها «هسته » قرار گيرند. درخت ، پهلوان
گسترش مرحله اي واژه ي درخت -> چند درخت -> اين چند درخت -> اين چند درخت پر ميوه -> اين چند درخت پر ميوه ي شيرين . گسترش مرحله اي واژه پهلوان -> دو پهلوان -> آن دو پهلوان -> آن دو پهلوان دلير -> آن دو پهلوان دلير دوست داشتني و .......
6 – اسم را چگونه مي شناسيم؟
اسم با يكي از راههاي زير شناخته مي شود. الف) مي توان آن را جمع بست. ب) مي توان بدنبال آن «ي » نكره آورد. ج) مي توان «اين» و «آن» را به همراه بكار برد. د) مي توان آن را به عنوان نهاد، مفعول ، متمم و ......در جمله بكار برد.
7 – ويژگيهاي اسم را بنويسيد.
الف) شمار : اسم يكي است يا بيشتر.اگر يكي (مفرد) باشد نشانه اي همراه ندارد. اما اگر بيش از يكي باشد. يكي از اين نشانه ها را دارد: «ها» -> تلاش ها، درخت ها «ان» -> پسران ، پهلوانان ، «ات» -> اطلاعات ، ارتباطات ، «ين» -> ضابطين، مهندسين، «ون» -> انقلابيون ، روحانيون ، جمع مكسر:حوادث (جمع حادثه) و اقوام (جمع قوم) ب) معرفه (شناس) ، نكره (ناشناس) و اسم جنس معرفه : (شناس) كه مهم ترين نشانه ي آن در مفعول «را» است. نكره : (ناشناس) كه نشانه ي آن «ي» و «ي و را» پس از اسم است. اسم جنس : (نه معرفه ، نه نكره) ج) اسم عام و خاص :اسمي است كه جمع بسته شود، ي نكره مي گيرد بر همه افراد طبقه خود دلالت مي كند. اسم خاص اسمي است كه جمع بسته نمي شود، «ي» نكره نمي گيرد، بر فرد خاصي از طبقه خود دلالت مي كند.
8 – اسم ها از جهت ساختمان به چند گروه دسته بندي مي شوند؟
اسم ساده : يك جزء دارند و تقسيم ناپذيرند. اسم مركب : به دو يا چند جزء كه معني مستقل دارند تقسيم مي شود. اسم مشتق : اسمي كه دست كم يك جزء آن معناي مستقل ندارد، يعني پيشوند يا پسوند است.
9 – ويژگيهاي اسم هاي زير را بنويسيد.
سفيد رود را دوست دارم. سفيد رود : اسم ، مفرد ، شناس، خاص، مركب خنده زيباست. خنده : اسم ، مفرد، جنس، عام ، مشتق گوسفندي در بيابان چريد گوسفندي، اسم، مفرد، شناس، عام، ساده
بياموزيم : رعايت نقش نماي اضافه :
1 - «نقش نماي اضافه» كسره اضافه را در نمونه هاي زير بررسي كنيد.
جنابِ عالي ، سخنِ معلم، لبِ تشنه، توپِ بازي كسره اضافه «جناب ِعالي» و «سخنِ معلم» باعث صحيح و سريع خواني مي شود اما رعايت نكردن نقش نماي اضافه در «لبِ تشنه» و «توپِ بازي» باعث تغيير معنايي مي گردد. لبِ تشنه : موصوف و صفت است در حالي كه لب تشنه صفت مركب و به معني كسي كه تشنه است. توپِ بازي : يعني توپي كه ويژه بازي است، اما توپ بازي اسم مركب مي شود به معني باز كردن با توپ .
2 – توضيح دهيد رعايت نكردن نقش نماي اضافه در نمونه هاي زير چه تغييري در معني ايجاد مي كند؟
اسب سواري : تركيب اضافي است يعني اسبي كه ويژه سواري است. اما «اسب سواري» عمل سوار كاري را گويند. قد بلند : تركيب وصفي است ، قدي كه بلند است اما قد بلند صفت مركب جانشين اسم محسوب مي شود. پدر احمد را ديد : پدر احمد، تركيب اضافي و مفعول جمله است در حالي كه پدر، احمد را ديد معني دگرگون مي شود. پدر : نهاد, احمد : مفعول. همچنين است جمله ي : معلم بچه ها را شناخت.
خودآزمايي درس دوازدهم : 1 – هسته اين گروههاي اسمي را مشخص كنيد.(هسته ها در پرانتز قرار دارند)
همين (دو كتاب)جغرافي، (خانه) پدري، (عامل مهم) ترقي در جوانان، (سازمان ملي) توسعه و پيشرفت اقتصادي، (هر درخت) ميوه دار، همه (كس) ، (آهنگ هاي آسماني)، يك گله (گوسفند) ، هر پنج (دانش آموز).
2 - با يكي از راههاي چهارگانه اي كه خوانديد اسم بودن واژه هاي زير را ثابت كنيد : اسم ها عبارتند از : پارچه ، قيد، اصلي، معرفه ديوار، ساختمان ، شعر ، شعرا . چون :
الف: مي شود آن ها را جمع بست. پارچه ها، قيدها، اصلي ها، معرفه ها ، ديوارها ، ... ب: آن و اين مي گيرند. آن پارچه، آن قيد، آن ديوار ....... پ : ي نكره مي گيرند : پارچه اي ، قيدي ، اصلي اي ، معرفه اي ، ...... ت : در جمله تعش مي پذيرند:پارچه را خريدم ، فيلم اصلي است و ........... 3 - اسم هاي زير را با علامت يا علامت هاي مناسب جمع ببنديد: چشم -> چشم ها، چشمان / سبزي -> سبزي ها / عضو -> عضوها / عقاب -> عقاب ها ، زانو -> زانوها ،زانوان / فرمايش -> فرمايش ها / آشنا -> آشناها، آشنايان / رياضي -> رياضي ها / بانو -> بانوان / كافر -> كافران 4 – جمع هاي مكسر واژه هاي زير را بنويسيد. زمان -> ازمنه / قله -> قلل / شاهد -> مشهود، شواهد / عمل -> اعمال / دعا -> ادعيه / كاسب -> كسبه / نتيجه -> نتايج / ماده -> مواد / كافر -> كفار 5 – اسم هاي زير ساده اند يا مركب يا مشتق ؟ اسم هاي ساده :كاروان ، شتر ، زرافه ، كلاغ، چنار، پلكان، هوش ، ........ اسم هاي مركب : قافله سالار، تك سوار، شترگاه و پلنگ اسم هاي مشتق : زاغچه ، زيره، لبه، جوشكار، جوشش، پاسبان، گريه . 6 – خاص و عام بودن اسم هاي زير را ثابت كنيد. اسم هاي زير عامند : 1 – جمع بسته مي شوند. 2 – روي نكره مي گيرند 3 – بر همه افراد طبقه ي خود دلالت مي كنند :آتش، هوا، افتخارف پول، هلاك، سگ، چاره، شمع و ......انگيزه. اسم هاي زير خاصند : 1 –جمع بسته نمي شوند. 2 -«ي» نكره نمي گيرند 3 – بر فردي از افراد طبقه ي خود دلالت مي كند : قاسم ، قاسم آباد، مريخ و بهرام ...... /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
درس هشتم : ويژگيهاي فعل 1
ويژگيهاي فعل
1 – شخص شش تا (3 مفرد، 3 جمع) اول شخص مفرد : مي روم / جمع : مي رويم دوم شخص مفرد .مي روي / جمع : مي رويد سوم شخص مفرد : مي رود / جمع : مي روند 2 – زمان (1- ماضي – مضارع – آينده) 3 – گذر :ناگذر و گذرا 4 – معلوم و مجهول 5 – وجه فعل
شناسه شخص هر فعل است و هميشه همراه فعل مي آيد.
اول شخص مفرد: مَ دوم شخص مفرد: ي سوم شخص مفرد: دَ / Ø اول شخص جمع: يم دوم شخص جمع: يد سوم شخص جمع: ند
اختلاف شناسه را در سوم شخص مفرد توضيح دهيد.
شناسه ي سوم شخص مفرد در فعل مضارع «دَ» است. مانند مي رود ، مي دانَد . اما در سوم شخص مفرد فعل ماضي ( به جزالتزامي) علامتي ندارد. نداشتن علامت را با Ø رفت Ø شنيد Ø گفته بود Ø رفته است Ø
بن فعل بر دو نوع است
بن ماضي : سوم شخص ماضي ساده يا مصدر بدون –َ ن پاياني مانند : ديدن –َ ديد / كاشتن -> كاشت بن مضارع = فعل امر مفرد بدون به آغازي :مانند ببين حذف بيِِِ ِ -> بين/ برو حذف بيِِ -> رو
روش ساخت صفت مفعولي :
بن ماضي + ه / ﻪ : شناخته ، ديده ، گفته و ....
زمان هاي اصلي فعل :
1 – ماضي گذشته 2 – مضارع (حال و آينده) 3 – آينده
انواع ماضي
1 – ماضي ساده = بن ماضي + شناسه (رفتم ، رفتيم _ رفتي ، رفتيد_ رفت Ø رفتند ) 2 – ماضي استمراري = مي + ماضي ساده (مي رفتم ، مي رفتيم_ مي رفتي ، مي رفتيد_ مي رفت Ø ،مي رفتند) 3 – ماضي بعيد = صفت مفعولي + بودم ، بودي ، بود ، بوديم ، بوديد، بودند (رفته بودم ، رفته بوديم _ رفته بودي، رفته بوديد _ رفته بود Ø ، رفته بودند) 4 – ماضي التزامي = صفت مفعولي + باشم ، باشي ، باشد، باشيم ، باشيد، باشند (رفته باشم ، رفته باشيم _ رفته باشي ، رفته باشيد_ رفته باشد ، رفته باشند) 5 – ماضي نقلي = صفت مفعولي + ام، اي ، است،ايم، ايد، اند (رفته ام ،رفته ايم _ رفته اي ، رفته ايد _ رفته است Ø ، رفته اند)
انواع مضارع :
1 – مضارع اخباري = مي + بن مضارع + شناسه (مي روم ، مي رويم _ مي روي، مي رويد _ مي رود، مي روند) 2 – مضارع التزامي = ب + بن مضارع + شناسه (بروم ، برويم _ بروي، برويد _ برود ، بروند)
آينده :
خواهم ، خواهي ، خواهد، خواهيم، خواهيد ، خواهند + مصدر مرخم = (بن ماضي) (خواهم رفت ، خواهيم رفت _ خواهي رفت ، خواهيد رفت _ خواهد رفت ، خواهند رفت)
بياموزيم : نقش نماي اضافه 1 – نقش نماي اضافه ، چه اهميتي دارد؟ نشانه آن چگونه است؟
نقش نماي اضافه موجب ايجاز و اختصار در كلام مي شود نشانه ي آن –ِ در هنگام اضافه شدن دو كلمه به يكديگر است.
2 – مثالي بزنيد كه نشان دهد در نقش نماي اضافه موجب ايجاز و اختصار جمله است.
احمد كتاب دارد. كتاب را خوانديم - كتاب احمد را خواندم . كيف قهوه اي است، آن را خريدم - كيف قهوه اي را خريدم. دو جمله به يك جمله تبديل شده است.
تمرين : 1 – با استفاده از نقش نماي اضافه هر دو جمله را به يك جمله تبديل كنيد :
الف)حسن خود كار دارد. خودكار آبي است. جنس خودكار آبي دارد. ب) فيلم علمي است. آن را ديدم . فيلم علمي را ديدم ج) خبرها ورزشي است. آن را شنيدم . خبرهاي ورزشي را شنيدم ه) درخت زيباست . درخت را ديدم . درخت زيبا را ديدم .
خود آزمايي درس هشتم : 1 – ساخت اول شخص مفرد را در هشت زمان از مصدرهاي زير را بنويسيد.
مصدر
زمان ها شخص خواسته شده
ماضي ساده
ماضي استمراري
ماضي بعيد
پذيرفتن
اول شخص مفرد
دوشخص مفرد
سوم شخص مفرد
پذيرفتم
پذيرفتي
مي پذيرفتند
مي پذيرفتم
مي پذيرفتي
مي پذيرفتند
پذيرفته بودم
پذيرفته بودي
پذيرفته بودند
ماضي التزامي
مضارع اخباري
ماضي نقلي
مضارع التزامي
آينده
پذيرفته باشم
پذيرفته باشي
پذيرفته باشند
مي پذيرم
مي پذيري
مي پذيرند
پذيرفته ام
پذيرفته اي
پذيرفته اند
بپذيرم
بپذيري
بپذيرند
خواهم پذيرفت
خواهي پذيرفت
خواهند پذيرفت
2 – از فعل هاي نشسته است، مي نگريست، نمي پذيرد، مي رود، طبق نمونه، مصدر، بن ماضي، بن مضارع و صفت مفعولي بسازيد.
فعل
مصدر
بن ماضي = مصدر (مرخم)
بن مضارع
صفت مفعولي
آورده است
آوردن
آورد
آور
آورده
ننشته است
نشستن
نشست
نشين
نشسته
مي نگريست
نگريستن
نگريست
نگر
نگريسته
نمي پذيرد
پذيرفتن
پذيرفت
پذير
پذيرفته
مي رود
دويدن
دويد
دو
دويده
3– فعل هاي زير را با حفظ شخص به زمانهاي گذشته ساده، نقلي ، بعيد برگردانيد و مشخص كنيد و كدام فعل ها، پس از تغيير، شناسه ي دَ به Ø بدل شده است. مي نويسد : ماضي ساده نوشت Ø نقلي نوشته است Ø بعيد نوشته بود Ø مي رود :-> رفت Ø -> رفته است Ø ->رفته بود Ø بروند : -> رفتند -> رفته اند-> رفته بودند خواهيم آمد : -> آمديم -> آمده ايم -> آمده بوديم مي آيند : -> آمدند -> آمده اند -> آمده بودند خواهند شنيد : -> شنيدند -> شنيده اند -> شنيده بودند 4 – املاي صحيح كلمات زير را بنويسيد. تهييه ي لباس ، تعيين قيمت، تحقيق و بررسي ، عماق دريا، تقدم دريا، نامه ي مزبور، راجب درس، تشكر و سپاسگزاري، مرحله اول، ملكوك گذشته . « تهيه لباس ، تعيين قيمت، تحقيق و بررسي، اعمال دريا، تلاطم دريا، نامه ي مزبور، راجع به درس، تشكر و سپاسگزاري ، وهله اول ، ملوك گذشته »
درس نهم : نگارش علمي،نگارش ادبي
پرسش هايي از متن : 1 – زبان به اعتبار شيوه هاي بيان چند گونه است ؟ نام ببريد.
دو نوع زبان علمي، زبان ادبي
2 – زبان علمي چه ويژگيهايي دارد؟
الف) هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود است ب) صريح، دقيق ، گويا و بي ابهام است ج) در نوشته علمي چند پهلو نوشتن بطوريكه بتوان از هر كلمه برداشت هاي متعددي كرد، عيب و نقص به شمار مي آيد. د) در نوشته علمي، نويسنده مي كوشد مطالب را به گونه اي بيان كند كه خود خواننده بي نياز از تأمل در الفاظ مقصود را دريابد.
3 - زبان ادبي چه ويژگيهايي دارد؟
الف) پيام بطور غير صريح و غير مستقيم بيان مي شود. ب) زبان به آفرينش زيبائيهاي ادبي اختصاص دارد. ج) در نوشته هاي ادبي ، نويسنده تعهد دارد مخاطب را به خود الفاظ ، روابط و مناسبات ظريف آنها را متوجه مي سازد. د) در نوشته هاي ادبي، نويسنده از آرايه هاي ادبي براي توصيف و تصوير معاني ذهني و بيان عواطف و احساسات دروني بهره مي گيرد.
4 – شيوه ي بيان عبارت زير چيست؟ چرا؟ يك تكه بوته ي كوتاه مغيلان وسط يك بيابان دراز، يك قصيده ي بلند است.(خسي در ميقات جلال آل احمد)
ادبي است، زيرا نويسنده از ارايه هاي ادبي استفاده كرده است و تك بوته ي مغيلان را به يك قصديه بلند تشبيه كرده و با آوردن واژه هاي كوتاه ، «بلند و دراز» تناسبي زيبا پديد آورده است.
5 – شيوه ي بيان عبارت زير چيست ؟ چرا؟ اسطوره در لغت به معني افسانه و قصد است و در اصطلاح به قصه اي اطلاق مي شود كه ظاهراً منشأ تاريخي، نامعلومي دارد مضمون اساطير معمولاً آفرينش انسان، خلقت جهان و ... است.
زبان نوشته علمي است : زيرا هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود بكار رفته است نوشته صريح، دقيق، گويا و بي ابهام است و .......
6 – بطور كلي تفاوت علمي و ادبي را بنويسيد.
زبان علمي براي انتقال مستقيم مفاهيم دقيق و صريح بكار مي رود. اما زبان ادبي به آفرينش آثار ادبي اختصاص دارد.
7 – تفاوت «سرو» ، «لعل» و «سنبل» را در دو زبان علمي و ادبي بيان كنيد.
در زبان علمي سرو نام درختي است و لعل نام جواهري قرمز رنگ و سنبل نام گلي است. در زبان ادبي، «سرو» بر قامت راست و كشيده و متناسب، «لعل» بر لب و «سنبل» بر موي تابد او دلالت مي كند.
خود آزمايي درس نهم : 1 – با مقايسه دو نوشته زير، تفاوت آنها را بنويسيد. 1 – زبان و سينه انديشيدن است. مردمي كه زباني پرمايه و توانا ندارد. از فكر بارور و زنده و آفريننده بي بهره اند، بنابراين هر قدر در تقويت اين بنياد مهم زندگي غفلت شود، در پرورش فكر مردم سهل انگاري شده است. كساني كه حد و رسم معاني كلمات و مرز آن ها براي خودشان روشن نيست چگونه مي توانند درست بينديشند و چه چيز را مي توانند مطرح كنند؟ حاصل پريشاني فكري، بي گمان، پريشان گويي است.(مجله يغما، سال 35 ، شماره 2 غلامحسين يوسفي) 2 – غروب، غم رنگ و خونين و خورشيد در زير پلك غبار، اشك خونين مي بارد، همهمه و قهقهه ها مي زند، زمين مي لرزد، طوفان در دشت نمي وزد و موج خون بر كناره و كرانه هاي گودال تا قله ي بلند تاريخ بالا مي زند . زمين مي لرزد، التهابي مبهم گسترده ي دشت را پوشانده است . آب ايستاده است و خاك موج برداشته.(سوگ سرخ، محمدرضا سنگري)
زبان نوشته ي اول علمي است و هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود بكار رفته است. اين نوشته صريح، دقيق ، گويا و بي ابهام است و براي انتقال مفاهيم علمي بكار رفته است. زبان نوشته ي دوم ادبي است . چون نويسنده با استفاده از آرايه هاي ادبي به توصيف پرداخته است. پيام نوشته نيز بطور غيرمستقيم و غير صريح بيان شده است و آفرينش ادبي در نظر بوده است.
2 – نوع فعل هاي دو متن تمريني قبلي را تعيين كنيد.
است :مضارع / ندارد . مضارع (در مفهوم اخباري) اند : (در بي بهره اند) مضارع / شود:مضارع التزامي / شده است:ماضي نقلي/ نيست : مضارع / مي توانند : مضارع اخباري /بينديشند : مضارع التزامي / مي كنند : مضارع التزامي / مي بارد : مضارع اخباري /(فروكش) كرده است :ماضي نقلي / نمي وزد : مضارع اخباري / مي زند و مي لرزد:مضارع اخباري/ پوشانده است،ايستاده است و برداشته است : ماضي نقلي
3 – در نوشته هاي زير غلط هاي املايي را بيابيد و آن ها را اصلاح كنيد.
او به پست كتاب دار و دبيرستان منسوب شده است. منسوب -> منصوب سهراب سپهري از شاعران مأثر است. مأثر -> معاصر حقيقت علم ، كمك به هم نوع جنس و كسب رضايت باريتعالي. خيش -> خويش.باري تعالا ->باري تعالي. سنگ هاي خورد را از زمين زراعي جم كرد.خورد -> خرد. جم -> جمع
درس دهم : ويژگيهاي فعل (2)
3 – گذر : ناگذر و گذرا اقسام فعل از نظر ويژگي گذر
1 – ناگذر : فقط به نهاد نياز دارد. رفتن، آمدن، نشستن ، برخاستن و ....... 2 – گذرا : خود سه نوع است : 1. گذرا به مفعول : شناختن ، آوردن 2. گذرا به مسند : بودن ، شدن، گرديدن و هم فعل هاي آن .(است ، گشت) 3. گذرا به متمم از مصدرهاي جنگيدن ، رنجيدن، نازيدن، ترسيدن روش گذرا نمودن افعال ناگذر : بن مضارع + ان : بن مضارع گذرا شده + د / يد بن ماضي : پر + ان + د / يد دو + ان + د / يد رس + ان + د كه مي شود : پراند ، پرانيد / دواند ، دوانيد / رساند، رسانيد
بياموزيم – تنوين نصب –ً
بايد دانست تنوين نصب –ً ويژه واژگان عربي است و سزاوار نيست كلمه هاي فارسي را با نشانه ي تنوين بكار برد. به كارگيري تنوين براي كلمه هاي عربي كه در فارسي بكار مي رود رايج و جايز است. ضمناً كلمه هاي دخيل غير عربي ((تلفن ، تلگراف)) را نيز نبايد با تنوين بكار برد. گاه، ناچار، جان، دوم، سوم، خواهش و .... واژه هاي فارسي هستند و نبايد بصورت گاهاً، ناچاراً و .......بكار روند.
2 – اصلاح كنيد.
الف) فردا ناچاراً تأخير مي كنم ب) گاهاً دوست فاضلم را مي بينم
3 – كدام گزينه صحيح است؟
الف) عملاً و جانا ب) شخصاً و فرداً ج) تلگرافاً و تلفني د) جاناً و زباني
خود آزمايي درس دهم : 1 – در جمله هاي زير از مصدرهاي داخل پرانتز فعل مناسب بنويسيد.
مادر كودكش را (خوابيدن) -> خواباند. سخنان بزرگمهر را به اطلاع مردم ايران (رسيدن) -> (رساند يا رسانيد) خود جگر ديو سپيد مرا در چشم كاووس (چكيدن) -> (چكاند، چكانيد) رستم بار ديگر رخش را تا محل حادثه (دويدن) -> (دواند يا دوانيد) و به سرعت خود را به آن جا (رسيدن) -> (رساند يا رسانيد)
2 – نوع فعل را از نظر گذر و ناگذر مشخص كنيد.
در نويسندگي مهارت در پروراندن مطلب بسيار مهم است. -> گذرا به مسند نوشته خوب آن است كه نويسنده مقصود خود را خوب بپروراند. -> جمله ي اول گذرا به مسند . جمله دوم گذرا به مفعول نويسنده خوب واقعيات را دقيق مي بيند -> گذرا به مفعول
3 – هر يك از فعل هاي زير را طبق نمونه به سه صورت مضارع التزامي ، ماضي التزامي و ماضي ساده بنويسيد.
فعل
مضارع التزامي
ماضي التزامي
ماضي ساده
آورده است
بياورد
آورده باشد
آورد
مي دود
بدود
دويده باشد
دويد
پذيرفته بود
بپذيرد
پذيرفته باشد
پذيرفت
آمده بودند
بيايند
آمده باشند
آمدند
فكند
بيفكند
افكنده باشد
افكند
برده اند
ببرند
برده باشند
بردند
سازند
بسازند
ساخته باشند
ساختند
درس يازدهم : مقايسه
پرسش هايي از متن : 1 – يكي از راههاي پروردن معاني مقايسه است.
2 – از مقايسه به چه منظوري استفاده مي شود؟
براي آنكه مفهوم و موضوع مورد نظر را روشنتر بيان كند يا شباهت ها، تفاوت ها و درجات و مراتب دو چيز را بهتر نشان داد، از مقايسه استفاده مي شود.
3 – مقايسه معمولاً بين چه اموري انجام مي گيرد؟
مقايسه معمولاً بين دو يا چند پديده صورت مي گيرد كه از هر نظر قابل مقايسه باشند، مثل بين دو انسان ، دو شاعر، چند تفكر
4 – از شيوه ي مقايسه در ادبيات گذشته به ويژه ادبيات عرفاني سيار استفاده مي شده است.
5 – تمثيل نيز از مقايسه بهره مي گيريم
6 – در قرآن كريم نيز بارها از شيوه هاي تمثيل و مقايسه استفاده مي شده است.
7 – غرض از مقايسه چيست؟
روشن كردن معني و مفهوم، بيان شباهت ها و تفاوت ها و درجات و ويژگيهاي دو امر است.
بياموزيم : جمله ي دعايي عربي :
بايد بدانيم : عبارت «صلي الله عليه و آله» يك جمله دعايي عربي به معني « درود خداوند براو و آلش باد» است و در فارسي رواج دارد. اگر كلمه ي «عليه» را از اين جمله حذف كنيم. جمله دعايي ناقص مي شود و معناي آن چنين است. «درود خداوند باد» پس بايد اين جمله دعايي را كامل بنويسيم: پيامبر اسلام (ص) «صلي الله عليه و آله» فرمود: من «معلم» برانگيخته شدم. گاهي به اختصار مي نويسيم : پيامبر (ص) فرمود : اما بايد (ص) را بخوانيم «صلي الله عليه و آله»
خودآزمايي درس يازدهم : 1 – نمونه اي از ايات قرآني را با راهنمايي معلم خود بيابيد كه در آن دو چيز مقايسه شده باشد.
خداوند گران مرتبه در مقايسه حل و باطل اينگونه تمثيل مي آورد: خدا از آسمان آبي فرو فرستاد كه در هر ورودي به قدر ظرفيتش سيل آب جاري شد و بر روي سيل كفي برآمد. چنانچه فلزاتي را نيز براي تجمل و يا براي اثاث و ظروف در آتش ذوب كنند مثل كفي بر آورد. خدا به مثل اين براي حق و باطل مثل مي زند كه آن كف به زودي نابود مي شود و اما آن آب و فلز كه به خير مردم است در زمين باقي مي ماند. خدا مثلها را چنين مي زند .(سوره رعد، آيه 17) همچنين است از مقايسه حكمت دهنده آن، تمثيل در شأن منافقان، تمثيل در ناپايداري دنيا و غيره .
2 – كاربرد درست كلمات زير را بنويسيد:
جاناً -> جاني ، دوماً -> دومي ، سوماً -> سومي، تلفناً -> تلفني ، زباناً -> زباني ، تلگرافاً -> تلگرافي ، باغات -> باغ ها، گرايشات -> گرايش ها
درس دوازدهم : گروه اسمي(1)
پرسش هايي از متن : 1 – گروه اسمي چيست ؟ مثال بزنيد؟
هر اسمي را كه همراه با يك يا چند وابسته بيابد.«گروه اسمي» مي گويند. مانند اين روزگار ناپايدار و گذرا
2 – گروه اسمي در جايگاه كداميك از اجزاء به كار مي رود؟
در جايگاه : نهاد، مفعول ، متمم ، مسند
3 – گروه اسمي از يك اسم به نام هسته تشكيل مي شود ولي مي تواند از يك يا چند وابسته داشته باشد.
4 – وجود هسته اجباري و وجود وابسته اختياري است.
5 – كلمه هاي زير را گسترش دهيد بطوريكه اين كلمه ها «هسته » قرار گيرند. درخت ، پهلوان
گسترش مرحله اي واژه ي درخت -> چند درخت -> اين چند درخت -> اين چند درخت پر ميوه -> اين چند درخت پر ميوه ي شيرين . گسترش مرحله اي واژه پهلوان -> دو پهلوان -> آن دو پهلوان -> آن دو پهلوان دلير -> آن دو پهلوان دلير دوست داشتني و .......
6 – اسم را چگونه مي شناسيم؟
اسم با يكي از راههاي زير شناخته مي شود. الف) مي توان آن را جمع بست. ب) مي توان بدنبال آن «ي » نكره آورد. ج) مي توان «اين» و «آن» را به همراه بكار برد. د) مي توان آن را به عنوان نهاد، مفعول ، متمم و ......در جمله بكار برد.
7 – ويژگيهاي اسم را بنويسيد.
الف) شمار : اسم يكي است يا بيشتر.اگر يكي (مفرد) باشد نشانه اي همراه ندارد. اما اگر بيش از يكي باشد. يكي از اين نشانه ها را دارد: «ها» -> تلاش ها، درخت ها «ان» -> پسران ، پهلوانان ، «ات» -> اطلاعات ، ارتباطات ، «ين» -> ضابطين، مهندسين، «ون» -> انقلابيون ، روحانيون ، جمع مكسر:حوادث (جمع حادثه) و اقوام (جمع قوم) ب) معرفه (شناس) ، نكره (ناشناس) و اسم جنس معرفه : (شناس) كه مهم ترين نشانه ي آن در مفعول «را» است. نكره : (ناشناس) كه نشانه ي آن «ي» و «ي و را» پس از اسم است. اسم جنس : (نه معرفه ، نه نكره) ج) اسم عام و خاص :اسمي است كه جمع بسته شود، ي نكره مي گيرد بر همه افراد طبقه خود دلالت مي كند. اسم خاص اسمي است كه جمع بسته نمي شود، «ي» نكره نمي گيرد، بر فرد خاصي از طبقه خود دلالت مي كند.
8 – اسم ها از جهت ساختمان به چند گروه دسته بندي مي شوند؟
اسم ساده : يك جزء دارند و تقسيم ناپذيرند. اسم مركب : به دو يا چند جزء كه معني مستقل دارند تقسيم مي شود. اسم مشتق : اسمي كه دست كم يك جزء آن معناي مستقل ندارد، يعني پيشوند يا پسوند است.
9 – ويژگيهاي اسم هاي زير را بنويسيد.
سفيد رود را دوست دارم. سفيد رود : اسم ، مفرد ، شناس، خاص، مركب خنده زيباست. خنده : اسم ، مفرد، جنس، عام ، مشتق گوسفندي در بيابان چريد گوسفندي، اسم، مفرد، شناس، عام، ساده
بياموزيم : رعايت نقش نماي اضافه :
1 - «نقش نماي اضافه» كسره اضافه را در نمونه هاي زير بررسي كنيد.
جنابِ عالي ، سخنِ معلم، لبِ تشنه، توپِ بازي كسره اضافه «جناب ِعالي» و «سخنِ معلم» باعث صحيح و سريع خواني مي شود اما رعايت نكردن نقش نماي اضافه در «لبِ تشنه» و «توپِ بازي» باعث تغيير معنايي مي گردد. لبِ تشنه : موصوف و صفت است در حالي كه لب تشنه صفت مركب و به معني كسي كه تشنه است. توپِ بازي : يعني توپي كه ويژه بازي است، اما توپ بازي اسم مركب مي شود به معني باز كردن با توپ .
2 – توضيح دهيد رعايت نكردن نقش نماي اضافه در نمونه هاي زير چه تغييري در معني ايجاد مي كند؟
اسب سواري : تركيب اضافي است يعني اسبي كه ويژه سواري است. اما «اسب سواري» عمل سوار كاري را گويند. قد بلند : تركيب وصفي است ، قدي كه بلند است اما قد بلند صفت مركب جانشين اسم محسوب مي شود. پدر احمد را ديد : پدر احمد، تركيب اضافي و مفعول جمله است در حالي كه پدر، احمد را ديد معني دگرگون مي شود. پدر : نهاد, احمد : مفعول. همچنين است جمله ي : معلم بچه ها را شناخت.
خودآزمايي درس دوازدهم : 1 – هسته اين گروههاي اسمي را مشخص كنيد.(هسته ها در پرانتز قرار دارند)
همين (دو كتاب)جغرافي، (خانه) پدري، (عامل مهم) ترقي در جوانان، (سازمان ملي) توسعه و پيشرفت اقتصادي، (هر درخت) ميوه دار، همه (كس) ، (آهنگ هاي آسماني)، يك گله (گوسفند) ، هر پنج (دانش آموز).
2 - با يكي از راههاي چهارگانه اي كه خوانديد اسم بودن واژه هاي زير را ثابت كنيد : اسم ها عبارتند از : پارچه ، قيد، اصلي، معرفه ديوار، ساختمان ، شعر ، شعرا . چون :
الف: مي شود آن ها را جمع بست. پارچه ها، قيدها، اصلي ها، معرفه ها ، ديوارها ، ... ب: آن و اين مي گيرند. آن پارچه، آن قيد، آن ديوار ....... پ : ي نكره مي گيرند : پارچه اي ، قيدي ، اصلي اي ، معرفه اي ، ...... ت : در جمله تعش مي پذيرند:پارچه را خريدم ، فيلم اصلي است و ........... 3 - اسم هاي زير را با علامت يا علامت هاي مناسب جمع ببنديد: چشم -> چشم ها، چشمان / سبزي -> سبزي ها / عضو -> عضوها / عقاب -> عقاب ها ، زانو -> زانوها ،زانوان / فرمايش -> فرمايش ها / آشنا -> آشناها، آشنايان / رياضي -> رياضي ها / بانو -> بانوان / كافر -> كافران 4 – جمع هاي مكسر واژه هاي زير را بنويسيد. زمان -> ازمنه / قله -> قلل / شاهد -> مشهود، شواهد / عمل -> اعمال / دعا -> ادعيه / كاسب -> كسبه / نتيجه -> نتايج / ماده -> مواد / كافر -> كفار 5 – اسم هاي زير ساده اند يا مركب يا مشتق ؟ اسم هاي ساده :كاروان ، شتر ، زرافه ، كلاغ، چنار، پلكان، هوش ، ........ اسم هاي مركب : قافله سالار، تك سوار، شترگاه و پلنگ اسم هاي مشتق : زاغچه ، زيره، لبه، جوشكار، جوشش، پاسبان، گريه . 6 – خاص و عام بودن اسم هاي زير را ثابت كنيد. اسم هاي زير عامند : 1 – جمع بسته مي شوند. 2 – روي نكره مي گيرند 3 – بر همه افراد طبقه ي خود دلالت مي كنند :آتش، هوا، افتخارف پول، هلاك، سگ، چاره، شمع و ......انگيزه. اسم هاي زير خاصند : 1 –جمع بسته نمي شوند. 2 -«ي» نكره نمي گيرند 3 – بر فردي از افراد طبقه ي خود دلالت مي كند : قاسم ، قاسم آباد، مريخ و بهرام ...... /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
+ نوشته شده در 2013/10/7 ساعت توسط علی اکبرملایجردی
|