شاید بسیاری اذدوستان ایراد بگیرند که چرا چنین می نویسم.نه تنحا بنده بلکه خیلی ازبذرگان به این نتیجه رسیده اند که خط فارسی مشکلاتی دار که باید اسلاح شود.احل حمه ی ذبان حا باید خت خودراپابه پای گفتاربه روذ کنند اگرنه کاربه جایی می رسد که براسر فاسله گرفتن گفتارازخت احل ذبان یک چیذبنویسندوچیذدیکری بخانند.باید سئی کنیم واژه حایی مثل حتتا وخاحرو...رابه حمین شکل بنویسیم .انسان ذاتن احل منتق است حتتا حمان نوآموذدریادگیری حروف وترکیب آن حا وجمله ساذی پای بند استدلال است .اودرنوشتن واژه ی «حتتا» می داندکه باید آخرکلمه «ا»باشد،حال ماباکدام دلیل وباکدام حق به او می گوییم که «ی»بنویسد و«ا» بخاند.این کلمه واردذبان فارسی شده است ودلیلی وجودنداردکه ما املای اَرَبی آن رارآیت کنیم.چراباید«خاندن»را«خواندن»بنویسیم.

     اگرما «ذ»رابه جای دیگرشکل های آن بنویسیم آسمان به ذمین نمی آید.می بینید که من «زمین»را«ذمین» می نویسم وآسمان به ذمین نمی آید.واتفاق خاسسی رخ نمی دهد.ذبان یک وسیله است.حمان تور که وسایل روذبه روذ پیشرفت می کنند چراماباید املای هذارسال پیش را اَوَذ نکنیم .درست مسل این است که کسی باوجود قتار ،ماشین وحواپیما برای مسافرت ازاسب استفاده کند.

      باید اذ یک جایی اقدام کنیم .امروذ ذمان گذشته نیست که دانش آموذ ما بحترین اوقات خودراسرف یادگیری املای هذارسال پیش بکند.باید نوشتن درسریئترین ذمان وبه راحت ترین روش آموخته شودتادانش آموذان وقت خودرا سرف یادگرفتن کارحای بااحممیت کنند نه اینکه تا ذمان گرفتن دیپلم هم اذ نوشتن املاناتوان باشند.اذجوانان می خاهم که دست دردستان من بگذارند تابااین ترذ نوشتن درختی رابکاریم تادرپنجاح سال آینده سمردحدوآیندگان مااذ قید وبنداین املای دست وپاگیرراحت شوندوبه جان حمه ی مادعاکنند.